خرید بک لینک

باز تابستون شد و تعطیلات بابا خونه موند دعوا ها شروع شد

روز ب روز سنش بالا میره و احلاقش گندتر

حرفای زشت و داد و هواراش شروع شده

انقد از دسش خسته شدم ک نگو...

کاش یجا بود ادم میرفت از دس این جنگ و دعواشون راحت میشد

خدایا من دیگه حوصله زندگی با اینا رو ندارم

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

مث جهنمی میمونه ک خارج شدن ازش بهشته...

بعضی وقتا اشکات رو گونه هات سُر میخورن

تا یکم دلت و اروم کنن..

ببین مرا ک بعد تو چگونه زیر بار غصه خم شدم...

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

مرا دوست بدار!
به سان
گذر از یک سمت خیابان
به سمتی دیگر؛

اول به من نگاه کن
بعد به من نگاه کن
بعد باز هم مرا نگاه کن!

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

#بهترین_متنهایی_که_خوانده_ام

بعضیها خودشان
دلیل دوست داشتنشان میشوند،
آنهایی که میگویند:
باهم راه برویم
باهم درستش میکنیم ..
باهم کلا کیف دارد...!


پ

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

من میمیرم اگه کسی و مث من نگاه کنی...

حسودی ک جای خودش و داره...

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

صفحه بندی